تبليغاتX
روشن

روشن

اجتماعي - فرهنگي

زندان ذهن

آه به این دنیا آمدم بی اختیار

در میان زندانم  زندانی به پهنای جهان

زندانی به پهنای كل تفكرات  زندانی

در میان جهلم

در میان ترسم

در میان دروغم

به پهنای كل جهان ظلمانی

چه كنم در میان این خوابان تشنه خواب و اسارت

چه كنم در اینجا كه پنجره و روزنی  هم نیست

تا روشن شود ذهن تاریك

پنجره ای نیست تا نسیم آزادی بوزد

دلها چون كوه سنگ شده

دیوها همه را سنگ كرده اند

و همه در خواب و اسارت

تیشه ای برداریم

و این دیوار رو خراب كنیم

كه شاید نسیمی بوزد

صدایی شنیده شود

نوری بر دلها بتاید

و یخ دل را آب كند

آه گرچه بی اختیار به دنیا آمدهام

ولی باید با اختیار زندگی كنم .

شعری از آیدین فروغی   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:40  توسط آيدين فروغي  | 

جوی وجود

وقتی كه خروس نمیخواند

وقتی كه لاله زار وجودم شوره زار میشود

وقتی كه بهار خزان میشود

وقتی كه سپیدی سیاهی میشود

وقتی كه بیشه اندیشه ام آشیان كركسان میشود

وقتی كه فریادم سكوت میشود  چه كنم

وقتی كه دریای وجودم مرداب شده چه كنم

ندایی از درون به من میگوید

جاری شو

اشك چشمانم را فرا میگیرد و چشمه وجودم جاری میشود

و جوی وجودم رود میشود و میخروشد

حركت میكنم و جاری میشوم و میخروشم

به رودهای دیگر میپیوندم و دریا میشوم

حال ما در حركتیم و دیگر مرداب نیستیم.

شعری از آیدین فروغی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 19:56  توسط آيدين فروغي  | 

ظلمت

كبوتری كه میگذری از سرزمین من

ای كبوتر برو

برو از این سرزمین

برو از این فصل برودت و ظلمت

چرا كه اینجا آشیان كلاغان و كركسان است

درخت و چمنزار محكوم به فناست

جنگل اسیر آتش بیداد است

دریا در این سرزمین مرداب است

اینك كه فصل فصل قناری نیست

اینك كه فصل فصل مصیبت و عزاست

چشمه از اشك دیده پر خون است

باران نیامده بر كشتزار میهن

میهن دلتنگ باران آزادیست

ولی باران سرب بسیار

درخت را بریدند و سبزی را ممنوع كردند

اما ما ایستاده ایم

چرا كه خفتگان برمیخیزند

و سینه سرد خیابان ها بستر خون میشود

و میرمد این دیو از آواز

رود میخروشد و درخت جوانه میزند

و آنگاه كه تلاقی فلز با تن میوه میدهد

و انگه كه سرب داغ به سینه شكوفه میرویاند

خونی نو در قلب تاریخ میدمد و ما پیروزیم

ای كبوتر صدای من را برسان

شعری از : آیدین فروغی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 19:55  توسط آيدين فروغي  |